کیهان: مدیریت اقتصاد کشور شکست خورده است!



کیهان نوشت: بحث طبقه بندی اقتصادی جامعه و معیار آن به مردم عادی محدود نمی شود و رسانه ها و مسئولان در این زمینه موضع گیری های زیادی داشته اند. صرف نظر از مضمون این بحث ها و تحلیل آنها، کل ماجرا به یک قضیه اشاره دارد; اشراف اطلاعات اقتصادی دولت ناقص و صد در صد است.

یکی از نشانه های کم اطلاعی اشراف این است که عده ای تا ماه گذشته 45 هزار تومان یارانه می گرفتند اما در طرح جدید در دهک دهم تعریف شده و کمک معیشتی به آنها تعلق نمی گیرد. درست یا نادرست بودن این شناسایی هیچ تفاوتی با آن جمله مهم ندارد. خوشبختانه رئیس جمهور محترم با دستور پرداخت کمک هزینه معیشت به همه آنان این نقیصه را برطرف و بررسی های لازم را به انتها موکول کردند تا حقی ضایع نشود.

شواهد مربوط به عدم هوش اقتصادی طبقه اشراف به همین جا ختم نمی شود و می توان نمونه ها و موارد متعددی را برشمرد.

هفته گذشته سخنگوی نیروی انتظامی در سخنانی قابل تامل درباره پیگیری و برخورد با انبار و قاچاق کالاهای کلیدی گفت: کالاها همکاری و تصمیم گیری جدی دارند.

پلیس به معنای واقعی کلمه باید به سامانه جامع انبارها دسترسی داشته باشد و کالاها را کنترل و تایید کند، تا کنون پلیس دسترسی کامل و جامع به این سامانه نداشته است. وی افزود: طبق قانون برای مبارزه با قاچاق، ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و وزارت صلح باید سامانه شناسایی کالاهای قاچاق و سامانه جامع تجارت را راه‌اندازی کنند و امکان دسترسی به پلیس را فراهم کنند که این هشت سال است که انجام نشده است. “

آمارهای دولتی نشان می دهد که این کشور 20 درصد فرار مالیاتی دارد در حالی که آمارهای غیررسمی این نرخ را 40 درصد اعلام کرده است. آمارهای مربوط به اقتصاد زیرزمینی کشور خیره کننده است و برخی حتی تا 50 درصد می گویند.

این درصدها و آمار چقدر قابل اعتماد است؟ اگر بگوییم نه، حداقل می توانیم کمی بگوییم. چرا؟ چون اعداد و آمار درست از اشراف اطلاعاتی می آید و اگر اشراف بود تا این حد با چنین مشکلاتی مواجه نمی شدیم. یک نکته را در اینجا اضافه کنید. این بدان معنا نیست که اشراف هوش اقتصادی صفر است. اشراف نسبی در بخش های مختلف وجود دارد. شاید مشکل اصلی در این مورد عدم یکپارچگی سیستم ها باشد.

مدیریت اقتصادی چیزی جز مدیریت درآمد و هزینه نیست. چقدر درآمد دارید و چگونه خرج می کنید و برای چه و چگونه خرج می کنید؟ درآمد همیشه محدود است و هیچ محدودیتی برای نیاز به هزینه وجود ندارد.

هنر مدیریت این است که این درآمد محدود را با تقاضا و تقاضای نامحدود به نقطه تعادل برساند. رسیدن به این نقطه اولاً نیازمند اشراف اطلاعاتی دقیق و به روز است.

مدیریت اقتصادی شکست خورده است. هر چه این اشرافیت ضعیفتر و در هر بخش باشد، بحث تصمیم گیری ها و اقدامات به جلسات و گردهمایی های غیرکارشناسی نزدیکتر می شود. دولت سیزدهم نیز برای رفع کاستی های باقی مانده دولت های گذشته تلاش می کند. اقدامی ضروری و مهم که می تواند اجرای تعهدات برنامه اخیر دولت را موفق تر کند.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم