چرا همگام ماندن با خط فروشگاه سخت است؟!


فرارو- بسیاری از ما هنگام ترسیم تصویری از خود، نگرش آرامی داریم. . دانشمندان می گویند این یک نوع سندرم به نام «سوگیری عمل» است که ما را مجبور به انجام اعمالی می کند که اغلب بیهوده هستند.

به گزارش فرارو، این بار در حالی که در یک فروشگاه شلوغ صف می کشید، به حرکات خود یا افراد دیگری که در چند ردیف ایستاده اند توجه کنید. شاید شما و بیشتر مردم دائماً در حال جابجایی باشید، و اگرچه اکثر فروشگاه‌ها راهروهای باریکی دارند تا مردم را در صف قرار دهند، اما بیشتر مردم هنوز در صف نمی‌مانند. برای بسیاری از ما، این یک واکنش طبیعی به خستگی از ایستادن است، حتی اگر فقط چند دقیقه در آن وضعیت بمانید. با این حال، دانشمندان تفسیرهای متفاوتی از این وضعیت دارند که حتی از دیدگاه آنها نیز می تواند نگران کننده باشد.

سوگیری عمل چیست؟

سوگیری کنشی که به عنوان سندروم انجام کاری نیز شناخته می‌شود، سوگیری و غریزه ذاتی ما برای پاسخ دادن به موقعیت‌ها از طریق عمل است، حتی زمانی که شواهدی وجود نداشته باشد که منجر به نتایج بهتر شود و ممکن است هنوز موقعیت‌هایی وجود داشته باشد. در واقع غافل از این هستیم که وقتی در موقعیت خاصی قرار می گیریم تمایل به عمل وجود دارد، حتی اگر بر وضعیت ما تأثیری نداشته باشد. در این شرایط فقط عمل احساس پاسخ دادن به موقعیت را به ما می دهد و به نوعی به ما یادآوری می کند که هنوز کاری را انجام داده ایم و ادامه نداده ایم.

آنتونی پت، دانشمند محیط زیست، و ریچارد زاکهاوزر، اقتصاددان، اولین کسانی بودند که جنبه های منفی احتمالی سوگیری ما را در عمل توصیف کردند. آنها در مطالعات قبلی خود، اقدامات سیاستمدارانی را شناسایی کردند که برای نشان دادن توانایی های خود، از اقداماتی استفاده می کنند که اغلب نمایشی هستند و به نتیجه نمی رسند. اما از آنجایی که این اقدامات از نظر رأی دهندگان کاربردی تر است، بنابراین شاید تصمیمات عملی تر در زمینه های مختلف، این سیاستمداران همچنان ترجیح می دهند از این اقدامات نمایشی استفاده کنند.

هفت سال بعد، روانشناس دیگری به نام مایکل بار-الی و تیمش مطالعه جالب دیگری روی دروازه بانان فوتبال انجام دادند. در فوتبال، آمار نشان می دهد که تقریباً یک سوم پنالتی ها به سمت چپ، یک سوم به راست و یک سوم به مرکز دروازه زده می شود. بنابراین، اگر دروازه بان هنگام ضربه در وسط دروازه بماند، به احتمال زیاد مانع از به ثمر رسیدن گل می شود. با این حال، هنگامی که محققان 286 پنالتی را در بازی های مختلف فوتبال در لیگ های بزرگ و مسابقات قهرمانی در سراسر جهان بررسی کردند، دریافتند که در 93.7 درصد موارد، دروازه بان ها به سمت چپ یا راست خود شیرجه می زنند. آنها انتخاب کردند، اما چرا؟

پاسخ ساده است؛ تعصب عملی! دروازه بان پرید، زیرا این معقول ترین کاری بود که می توانست انجام دهد. تصور کنید دروازه بان در جای خود بماند و توپ به گوشه دروازه رفته و گلزنی کند. حتما همه از او انتقاد می کنند که چرا عکس العملی نشان نمی دهد. در واقع همین واکنش حتی اگر مثمر ثمر نباشد، می تواند تلاش دروازه بان برای جلوگیری از گل شدن توپ را توجیه کند. به عبارت دیگر، مهم نیست که توپ گل شود یا نه، مهم این است که دروازه بان چه می کند (تلاش عملی برای جلوگیری از گل شدن توپ). از آنجایی که استاندارد این است که دروازه بان ها از دو طرف دروازه بپرند، شیرجه رفتن به پهلو و تماشای رفتن توپ به گوشه مقابل دروازه خجالت آور نیست تا ایستادن و تماشا کردن.

پت و زاکهاوزر می گویند که چنین واکنش هایی می تواند برای بقای اجداد باستانی ما مفید باشد، بنابراین این عادت هزاران سال است که در ما ریشه دوانده است. با این حال، اگرچه زمانی این انگیزه برای سازگاری ما بسیار ضروری بود، اما محیط و سبک زندگی ما به گونه‌ای تکامل یافته است که دیگر سوگیری عملی برای بقای ما ضروری نیست. با این حال، هنوز این استدلال وجود دارد که “کسانی که عمل می کنند، باز هم پاداش بیشتری نسبت به کسانی دارند که انجام نمی دهند.” این امر آنها را به این نتیجه می‌رساند که ما نیز تمایل داریم تا به دیگران نشان دهیم توانایی‌هایمان چیست، به امید دریافت شناخت یا پاداش. در واقع جامعه عمل را به منفعل بودن ترجیح می دهد.

حتی اگر تصمیم به عمل آنطور که انتظار داشتیم نتیجه ندهد، منطقاً می‌توانیم بگوییم که اگر کاری را انجام ندهیم بدتر است. در این زمینه عبارات بسیار آشنای مانند “من کمترین کاری را انجام دادم” یا “من تمام تلاشم را کردم، نمی توانم بیشتر از آن انجام دهم” پیدا می کنیم که به طور گسترده پذیرفته شده اند. با انجام این کار و سپس گفتن چنین چیزهایی، به احتمال زیاد به کسی که به شما می گوید واکنش منفی نشان نمی دهید. “بهتره کاری نکنی!” افرادی که برای ذهن در عمل ارزش قائل می شوند مورد تحسین قرار نمی گیرند زیرا ذهن نامرئی است و نتیجه انجام هر کاری در این حالت غیرقابل اندازه گیری است.

افرادی که نیاز به کنترل بیشتری دارند وقتی اقدام می کنند احساس بهتری دارند زیرا فکر می کنند توانایی بهبود وضعیت خود را دارند، در حالی که انجام هیچ کاری باعث می شود احساس کنند که تسلیم شده اند. همچنین افرادی که فعالیت بیشتری دارند و این عمل را واکنشی طبیعی به رویدادهای نامطلوب می دانند، بیشتر احساس پشیمانی می کنند. کسانی که با منفعل بودن از تجربیات منفی گذشته رنج می برند، بیشتر احساس می کنند دفعه بعد که با مشکلی مواجه می شوند، باید برای جلوگیری از شکست احتمالی دیگر اقدام کنند.

در هر صورت، ریشه نیاز ما به عمل هرچه که باشد، غم و اندوه عمومی انسان از بی عملی را می توان در همه جا مشاهده کرد، از مصرف کننده گرفته تا سوپرمارکتی که مشتاق پریدن از صفی به صف دیگر تا دکتری است که تصمیم به انجام یک سری آزمایش ها گرفت در بیماری که علائم جزئی و نامشخص دارد. تعصب در عمل عمیقا ریشه دوانده است و بنابراین اجتناب از آن دشوار است. این باعث می‌شود در یک فروشگاه در صف قرار نگیریم. ما در فروشگاه صف نگرفتیم، به همان دلیلی که در همان خط نماندیم. ما حرکت می کنیم زیرا ناخودآگاه فکر می کنیم انجام کاری بهتر از در صف ماندن است.

اگرچه این سندروم هیچ اثر قابل مشاهده ای بر زندگی ما ندارد، دانشمندان می گویند که اگر بتوانیم عواقب عدم واکنش را نیز اندازه گیری کنیم، احتمالاً متوجه خواهیم شد که اثرات سوگیری بر زندگی ما بسیار زیاد است. ممکن است هرگز نتوانیم در یک صف شلوغ فروشگاه بایستیم و به حرکت خود ادامه دهیم، اما تلاش برای عمل نکردن می تواند نقطه شروعی برای کنترل رویدادهای بد در آینده باشد. اگر دفعه بعد که به فروشگاه می روید، نشانه هایی از تعصب دیدید، زیاد نگران نباشید. تلاش برای رفع آن می تواند تاثیر مثبتی بر زندگی شما داشته باشد، اما همچنان می توانید با آن زندگی کنید و حتی تحسین دیگران را به دست آورید.

منبع: scitechdaily

ترجمه: مصطفی جرفی فرارو


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم