عباس عبدی: در سخنان آقای علم الهدی تناقضات زیادی وجود دارد



عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت: جناب علم الهدی برای اثبات لزوم دفاع از آرمان فلسطین ضمن اشاره به اینکه امروز با هر مسلمانی در هر جای دنیا مناسبتی داریم اما با کافر در جامعه خود مناسبتی نداریم، گفت: مناسبت ما بر اساس جغرافیا است، خون نیست و، بلکه بر اساس مسائل اجتماعی و مذهبی است. دین و رابطه اسلامی ما و هیچ چیز دیگر.»

این روش خلاف قانون اساسی و به شدت بحث برانگیز است. اگر کتاب کشف الاسرار الائمه را که در دهه 1320 نوشته شده است بخواند، متوجه می شود که بر اساس این روش است. اما در سال 1957 و پس از تدوین قانون اساسی، این روش به کلی تغییر کرد و به معنای واقعی کلمه لغو شد.

در آن رویکرد سنتی اصولاً ملیت، مرز و کشوری در چارچوب قانونی موجود وجود ندارد، بلکه تصویری از یک امت دینی ارائه می‌شود. این به معنای بی تفاوتی نسبت به خاک ایران نیست، بلکه ملیت و کشور به معنای حقوقی آن با تعلق به وطن متفاوت است. اما ایران در مفهوم جدید دولت-ملت به عنوان جمعیت تقریباً 85 میلیون نفری در یک محدوده جغرافیایی تعریف می شود و تابعیت ایرانی مفهومی فراتر از نژاد، جنسیت، مذهب و وابستگی قومی است.

به این معنا، حکومت و قدرت سیاسی خواست این 85 میلیون نفر است و هیچ گروه مسلمان و غیرمسلمان خارج از مرزها و تابعیت کشور حق مداخله در این موضوع را ندارد و وجود ندارد. تفاوت بین اتباع ایران در اعمال این حق نیست. به همین دلیل قوانین اعطای تابعیت ایرانی بسیار سخت گیرانه است و ریشه آن خون است.

و در این مورد زمین را هم نمی شناسند. یعنی نوزاد ایرانی الاصل در صورتی ایرانی شناخته می شود که از پدر ایرانی باشد. مقامات این کشور نیز تابعیت ایرانی دارند. جالب اینجاست که مادر نیز به عنوان ریشه تابعیت پذیرفته نمی شود و به همین دلیل است که ده ها هزار کودک و نوجوانی که از مادران ایرانی متولد شده اند هنوز تابعیت ایران را نگرفته اند. اصولاً رویکرد رسمی دولت در قبال غیرایرانی ها چه مسلمان باشند و چه نباشند بسیار امن است.

اگر رویکرد سنتی به حکومت را بپذیریم، کل ساختار حکومت و قانون اساسی دچار چالش و فروپاشی خواهد شد. دولت نمی تواند و نباید به اندازه 85 میلیون ایرانی نسبت به غیرایرانی ها حساس باشد. نه تنها در داخل ایران، بلکه همه ایرانیان اعم از مسلمان و غیرمسلمان در سراسر جهان باید تحت حمایت سیاسی و حقوقی حکومت قرار گیرند. دلیلش هم واضح است، چرا که سایر کشورها و مردمشان همین رویکرد را نسبت به ایرانیان دارند.

البته این بدان معنا نیست که ما از حقوق بشر به ویژه مسلمانان دفاع نمی کنیم، بلکه با رفتار یکسان یک شهروند ایرانی با شهروند دیگر متفاوت است. در عمل هم همین کار انجام شد.

رفتار ایران با مسلمانان چچن در روسیه، سین کیانگ در چین، مسلمانان در هند یا مهمتر از آن، شیعیان افغانستان را می توان تناقض آشکاری با آنچه آقای علم الهدی می گوید تلقی کرد. تشکیل حکومت فراتر از مفهوم دولت-ملت کنونی ممکن نیست. حداقل در شرایط فعلی نه. مفهوم شهروندی مقدم بر هر وابستگی دیگری است.

در قانون هم همینطور آمده است. آنچه شناخته می شود مفهوم و مصداق ایران، نوع حکومت فرعی بر آن است. این قانون اساسی تنها با رأی همه مردم ایران مشروعیت یافت و مسئولیت آن بر عهده آنهاست. این مهم ترین و اساسی ترین تفاوت نومحافظه کاران و انقلابیون است. همچنین غیرقابل درک است، زیرا مغایر با انقلاب و قانون اساسی کشور است. بخشی از فقر مردم به این دلیل است.

دولت ما در درجه اول نگران همه شهروندان ایران بدون تبعیض و بدون مسئولیت قانونی در قبال دیگران است. قواعد زندگی سیاسی ما در همین چارچوب شکل می گیرد و معنا می یابد. تا زمانی که این اختلاف حل نشود، دیگر مسائل بی معنی است.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم